دو روز خیلی خوب

روز سه شنبه خاله شهره گفته بود که باهمدیگه بریم بیرون، طرفای ساعت ۶ بود که خاله شهره همراه آقاجون اومدن خونمونقلب ارمیا هم تا آقاجون رو دید باهاش رفت مغازه و کلی چیزمیز والبته سک سک خرید و اومدچشمک

آقاجون تعریف میکرد که چندروز پیش با ارمیا رفته بوده مغازه، یه خانوم که از اقوام دورمون میشن رو میبینن. ارمیا هم طبق معمول شروع به صحبت کردن و خریدکردن میکنه، اون خانوم هم خوشش میاد و همه خریدای ارمیا رو حساب میکنهقلبخجالت وقتی خانومه میخواد بقیه پولشو بگیره ارمیا اجازه نمیده و میگه که بقیه پول برای آقاجونه!! نیشخند

آقاجون میگه که باهزار دلیل راضیش کردیم که بقیه پول برای اون خانومه ستخجالت

وقتی آقاجون این جریانو تعریف میکرد کلی خندیدیم به حرفها و حرکات ارمیا خنده

خلاصه بعداز رفتن آقاجون راهی کیانپارس شدیم. اول رفتیم ایران نگین بعدش به بازارمرکزی رفتیم و از اونجا واسه ارمیا یه تیشرت خریدم بعداز خریدمون خاله شهره دعوتمون کرد پیتزا سی تی استار خوشمزه دستش درد نکنهبغل بعداز اینکه پیتزامونو خوردیم رفتیم بازار امام رضا.

طرفای ساعت ١١ بود که باباشهروز اومد دنبالمون و خاله شهره رو رسوندیم خونشون و ماهم اومدیم خونه.

دیروز هم طبق قرار قبلی با عمه شهرزاد و زن عمو زهرا و پانی خانوم ِ خوشگل رفتیم بیرون قلب

توی بازار امام رضا باهمدیگه قرار گذاشته بودیم وقتی همدیگه رو دیدیم کمی همونجا قدم زدیم و از اونجا رفتیم بازار مرکزی که عمه شهرزاد واسه ارمیا و پانی پاستیل خریدبغل

بعدش رفتیم برج و من کیک دلی مانجو خریدم و قدم زنان رفتیم تا به آخر کیانپارس رسیدیم اوه و بقول ارمیا رفتیم به آیس پک خوری نیشخند که زن عمو زهرا هممون رو دعوت کرد به آیس پک خوری، دستشون درد نکنه ماچ

ارمیا و پانی هم تا تونستن حسابی آتیش سوزوندن شیطان

مثل روز قبل بازم باباشهروز حدودای ساعت ١١ بود که اومد دنبالمون و از عمه و زن عمو و پانی خداحافظی کردیم و برگشتیم خونه.

خلاصه دوشب خیلی خوب رو گذروندیم و حسابی بهمون خوش گذشت خیال باطل

به یاد سفر دوسال پیش دبی خیال باطل

/ 15 نظر / 66 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم مامان عسل

[قهقهه] مردیم از خنده. حسابی خوش بحالتون ئمیشه ها. پشت سر هم دعوت میشید. بابا یکی هم ما رو دعوت کنه.[گریه]

خاله یسنا

قندعسل توی برنامه بیرون رفتن این هفته شبکاری عمو سامان خالی بذار که با هم باشیم. فرداشب که مهمان دارم، احتمالا میره تا چهارشنبه[قلب][قلب]

یه همدرد

سلام خوشحال میشم به وب بیای منتظر حضور گرمتان هستم

مامان حسین

سلام عزیزم ایشالله همیشه بهتون خوش بگذره.همیشه عکسای قشنگی میذاری

آرزو مامان آرش

شکوه جان سلام خوبی؟ خوشحالم که بهتون حسابی خوش گذشته. خیلی عکسهای ارمیا جون زیبا بودند. انشاءالله به زودی سفر خاطره انگیزتون به دبی را تکرار کنین تا وروجکهامون بتونند با هم یک بازی درست و حسابی بکنند. [ماچ]

سهیلا مامان درسا جون

بایدم روزهای خوب و خوشی باشه همه اش یا خاله شهره خرجتون و داده (پیتزا) یا عمه شهروز (پاستیل) یا زن عمو زهرا (آیس پک) یا ... خوش بحالتون چه فک و فامیلای خوبی خدا زیادشون کنه ایشاالله [قلب]