جشن شب یلدا +‌جشن تولد مهد

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را
باید جشن گرفت بغل

با تاخیر، یلدایتان مبارک ماچ

خداروشکر حال ارمیا خوب شده و روز 4شنبه بردمش مهدقلب توی اونروز قرار بود جشن شب یلدا و همینطور جشن تولد آذرماهی ها رو بگیرن قلب

مراسم خوب و شادی رو برگزار کردن و به من و ارمیا خیلی خوش گذشت قلب

و

و اما بازهم ارمیا برای عکس گرفتن با من همکاری نکرد ناراحت نمیدونم شاید بخاطر بیماری چندروز گذشته بود چون همش بهونه گیری میکرد البته وقتی با من تنها بود چون زمانیکی که دوستاش و مربیهاشون رو میدید حالتش کاملا عوض میشد و دست از نق زدن برمیداشت متفکر

ارکسترشون همونی بود که برای جشن شروع سال تحصیلی آمده بود و خیلی باحال بود و همش از بچه ها میخواست که بپرن، پابکوبن ، دست بزنن، جیغ بزنن و ... هورا

ارمیا چندلحظه ای یه بار می نالید که دیگه خسته شدم، پاهام درد اومدن آخ اما همینکه ارکستر ازشون میخواست همون کارا رو انجام بدن دوباره میرفت شروع میکرد هیپنوتیزم و این پروسه چندباری تا آخرای جشن اتفاق افتاد ابله

بعداز خوردن کیک و آبمیوه و انار برگشتیم خونه قلب

باباشهروز هم روزهای 4شنبه و 5شنبه رو رفته بود تهران، من و ارمیا هم رفتیم خونه آقاجون قلب 

4شنبه بعداز ظهر با خاله شهره رفتیم کیانپارس کمی قدم زدیم و چون به ارمیا صبح قول داده بودم براش یه ماشین شاسی بلند (البته بقول ارمیا شاستی بلند ابله) خریدم و رفتیم میزبان شام خوردیم و برگشتیم خونه آقاجون لبخند برای شب یلدا خاله شیدا و وروجکهاش هم اومده بودن خونه آقاجون بغل ارمیا هم با یاسین حسابی مشغول بازی و بدو بدو بود دلقک

خلاصه شب یلدای خوب و خوشی رو درکنار خونواده عزیزم سپری کردیم قلب هرچند باباشهروز نبودش و نبودنش خیلی احساس میشددل شکسته

5شنبه خاله شیدا برای ناهار دعوتمون کرد خونشون قلب بعداز اینکه آقاجون، ارمیا رو از کلاس زبانش آورد خونه، رفتیم خونه خاله شیدا تا یه روز خوب دیگه رو سپری کنیمخیال باطل

بچه ها حسابی باهمدیگه سرگرم بازی و شیطنت بودن مژه تابعداز ظهر اونجا بودیم بعدش رفتیم پارک زیتون ارمیا کمی بازی کرد و برگشتیم خونه آقاجون لبخند

 دیروز ارمیا همش تلفن توی دستش بود و درحال سفارش دادن به باباشهروز: یه هواپیمای بزرگ میخوام، یه هواپیما تیزی میخوام، یه هواپیمای جنگی هم میخوام خیال باطل که درلحظات آخر فقط همون هواپیمای بزرگ رو تایید کرد مژه

دیشب ساعت1نیمه شب باباشهروز از تهران برگشت، اومد خونه آقاجون دنبال ما، و بعداز تحویل دادن سفارش آقاارمیا برگشتیم خونه خودمون قلب

پ.ن: 2عکس آخر، مربوط به قبل از کوتاهی موها هستندچشمک

/ 31 نظر / 72 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمی

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][ماچ] [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

عمه شهرزاد

یه تبریک اساسی به پسر زرنگ که 100 شد .من فدای اون هوشش بشم ویه تشکر از مامنه گلش که بهش کمک میکنه وبابای خوبش که بهش جایزه باحالی داد.جاشهروز خالی نباشه ایشالا سری بعد شما هم باهاش برید تهران[چشمک] شب یلداتون هم مبارک خوشحالم که هفته شادی داشتین بووووووووووووووووووووووووس واسه همتون به خصوص گل پسرت[گل]

متین وروجک

سلام uعجب شب یلدایی خوش باشین همیشه میشه دقیقا توضیح بدین که چطوری می شه لیست وبلاگهای بروز شده رو در لیست دوستان مشخص کرد. البته خیلی ساده توضیح بدین و هر زمانی که وقت داشتین سپاسگزارم

مامان مهدي

سلام خوش بحالشون چقد بهشون خوش گذشته اگه با تبادل لینک موافقید خبرم کنید

ماما پانی

عجب برنامه ی توپی معلومه که به ارمیا حسابی خوش گذشته [ماچ]جاز زن خوشکلمون رو ببوس[قلب][ماچ]

نانا (مامان آيلين)

چه قند عسل شيريني !!! ماشالهههه به اين گل پسر [ماچ][ماچ] راستي ما هم اهوازيم.. خوشحالم از آشناييتون

وحیده مامان پارسا

کاشکی این جشن ها بعد از دوران مهد کودک هم برگزار میشد.تو مدرسه که دیگه ازین خبرها نیست.من هم بخاطر همین شادی و تفریح ها بود که نه خواستم پیش دبستانی پارسا رو تو مدرسه بذارم و ترجیح دادم مهد بره.عکس هاش هم خیلی خوشگل بود.[ماچ]

مامان پربا و هلبا

خوشحالم که بهتون خوش گذشته [گل] بلداتونم با ده روز تاخیر مبارک[خجالت]