ارمیای بی دندون!!!

این روزها گرمای هوای اهواز خیلی زیاد شده و آدم رو واقعا کلافه و بی حوصله میکنه ناراحت

ترم جدید کلاس شطرنج ارمیا از هفته گذشته شروع شده و توی این ترم مراحل بازی از ابتدا تا کیش و مات کردن یا شدن رو بهشون یاد میدن که روی کاغذ بنویسن لبخند

دوهفته پیش بعداز تمام شدن کلاس زبان ارمیا، همراه باباشهروز که اونروز کارش زود تمام شده بود، رفتیم پاساژ امام رضا کمی قدم بزنیم که خاله یسنا و دایی سامان رو اونجا دیدیم قلب و باهاشون کمی قدم زدیم و برای ارمیا یه ست از اسباب بازیهایplaymobil بعنوان جایزه برای اینکه خوشبختانه عادت ناخن جویدن ودست توی دهان بردنش رو ترک کرده، خریدیم و از اونجا باهمدیگه رفتیم به پیتزا ایرانویچ و یه شام خوشمزه خوردیم خوشمزه و دیروقت بود که برگشتیم خونه لبخند

روز 5شنبه همون هفته(16تیرماه) هم برای شام خونه خاله یسنا دعوت بودیم که همراه خاله شهره رفتیم خونشون قلب

خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه تولد دایی یاسر بودماچ و یه تولد کوچولو گرفتیم و کلی خندیدیم و خوش گذروندیم قلب

شنبه گذشته ارمیا بهم گفت که دندونش درد میکنه وقتی ازش پرسیدم کدوم دندون دندونای جلوییش رو نشونم داد. همینکه به دندونش نگاه کردم دیدم یه مروارید کوچولو پشت دندونش اومده بیرونماچاما دندونش هنوز لق نشده بود فرداش بردمش دندونپزشک که نوبت داد واسه 2شنبه و اینجور شد که قندعسل خونه ما دوتا از دندونای پایینیش رو کشید تا جا واسه رشد دندون تازه بازشه.

شب وقتی میخواست بخوابه همش سراغ دندونش رو میگرفت و میگفت: مامان! آقای دکتر دندونم رو چکار کرد؟ چرا بهت ندادش؟ متفکر

دو سه باردیگه هم که پرسید و بعدش گفت: حالا شب چی بذارم زیر بالشم؟! سوال

منم تازه متوجه منظورش شدم بهش گفتم دندونش پیش منه تا شب بخوابه بذارم زیر بالشش و فرشته مهربون بیاد برش داره و بجاش یه جایزه بذاره.

اما فراموش کردم به باباشهروز بگم سرراه که خونه یه اسباب بازی واسش بخره بخاطرهمین پول گذاشتم زیر بالشش.

صبح مامان جون هما و خاله شهره و خاله شیما اومده بودن خونمون و با یه عالمه بستنی که واسه ارمیا خریده بودنماچ

ارمیا هم به محض اینکه صدای مامان جون رو شنید بیدارشد وقبل از سلام کردن زیر بالشش رو نگاه کرد و پول رو دید کمی خوشحال شد اما وقتی بهش گفتم بااین پول هرچی دلت خواست میتونی بخری خیلی خوشحال شد قلبچنددقیقه ای گذشت و بهم گفت: مامان میدونم خودت این پول رو گذاشتی زیر بالشم چشمک قربونش برم دیگه نمیشه گولش زدبغل

 فردای همون روز رفتیم و پولش رو البته بایه مقداری که باباشهروز بهش اضافه کرد فوتبالدستی و ست کامل عروسکهای انگری بردز رو خرید.

و

بعداز خرید اسباب بازیهاس با زیرکی خاصی ازم پرسید: مامان! اگه بقیه دوندونام هم کنده بشن فرشته مهربون بازم واسم جایزه میاره؟ نیشخند

3شنبه ای که گذشت تولد شاینای عزیزم بود که شب رفتیم خونشون کادوش رو دادیمماچ

و فرداش هم رفتیم خونه خاله خاله شیدا و کادوی تولد رومیسا رو با کمی تاخیر دادیمماچ

تولد نیکا رو هم توی روزهایی که گذشت داشتیم اما هنوز نشده کادوش رو بدیم که توی روزهای آینده حتما بهش میدیمماچ

تولد همشون مبارکماچقلببغل

/ 20 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ساینا

حالا اگه قرار باشه باهر دندونی اینقده جایزه بگیری که اتاقت پر میشه عزیزم...[گل]ست انگری برد خیلی خوشکله خیلی خوشم اومد[ماچ]

مامان شاینا

ای جونم که گول نمیخوری [ماچ] چه فوتبال دستی با حالی مبارکت باشه عزیزم[ماچ][قلب]

سپيده عمه آريانا

سلام شكوه جون خوبي عزيزم . افتادن مرواريدهاي ارميا جونم مبارك باشه .انشااله جاش مرواريدهاي مجكم و خوشگل در بياد . به به چه كادوهاي خوشگلي مباركت باه عزيز دلم . انشااله هميشه شاد و سلامت باشي . همه تولدها هم مبارك باشه . بووووووووووووووووووووووووووووس براي ارمياي نازم[ماچ][بغل][قلب][گل]

شبنم

همه ی این اتفاقای خوب مبارک یاد گرفتن شطرنج. دندونای دائمی. کادوها و جایزه ها. تولدها و البت قالب جدید[لبخند]

عمه ی امیرحسین

سلام ه ارمیا جون و مامان عزیزش . خوبید ؟؟ تولد همه ی اونایی که توی این پست گفتید مبارک باشه .آخی عزیزم . دندونشو کشیده !! حتما خیلی درد داره جاش . ایشالا که دردش کم باشه . واااای من عاشق پرندگان وحشی هستم . عروسکاش بامزه بود . فوتبال دستی و عروسکات مبارک باشه عزیزم

مهرنوش مامان مهزیار

سلام مبارک باشه مامان شکوه پسر گلت داره مرد میشه. انشا... دانشگاه ثبت نام کردنش. خوشحال میشم به وبلاگ مهزیار منم سر بزنید و لینکش کنید.http://mahziarn.blogfa.com/

بهترین بابا مامان دنیا

واااااااااااای عزیزم که حواسش به همه چیز هست واسه دندوناش تبریک میگم واین پسرو پرنده های خشمگینش الهی که همشون رو داره واسه شرکت انگری برد چه تبلیغی بشه

مریم مامان نیکا

سلام امروز واسه اولین بار وبلاگ ارمیا رو دیدم با هیجان زیادی منو نیکا عکسای مسافرت رو نگاه کردیم خیلی قشنگ بودن و همینطورداستان کندن دندون خلی باحال بود.به امید داستانهای جالب آینده ..........[بغل]