عکسای خمیر بازی

سلام به همه مهربونا...

روز جمعه بعداز ظهر باباشهروز ارمیا رو برد تو پارکینگ تا دوچرخه سواری کنه حدودا نیم ساعتی اونجا بودن بعدش ارمیا با خوشحالی اومد و گفت: بعداز ورزش باید برم دوش بگیرمنیشخندمنم به خواستش جواب مثبت دادم و باکلی ذوق و شوق رفت حمام

اینروزها ارمیا به محض اینکه از مهدکودک میاد یه راست میره میشینه پای خمیراشالبته بیشتر از اینکه خودش سرگرمشون بشه، من و باباشهروز رو مشغولشون میکنهاینجوری که میارتشون و میگه: مامانی اینو درست کن... بابایی اونو درست کنابله خلاصه که من و باباشهروز حسابی سرمون با این خمیرا گرمهقهقهه

 آدم برفی(البته باید بره جراحی پلاستیک نیشخند

اینم یه درختهقلب

        

یه گل درست کرده که بقول خودش برگ ندارهچشمکاین آدم برفی هم اثرهنری مامانیهزبان

http://sl.glitter-graphics.net/pub/729/729999d373gfp5lq.gif

    

روز اول این قلب رو باهاشون درست کرد که بدوبدو اومده نشون من میده میگه: مامان دوستت دارمقلب

قربونت بره مامان شکوه با این ابراز عشق کردنتماچ

اینم یکی دیگه از اثرای هنری مامان شکوهخجالتکه بنا بدرخواست ارمیا یه خرگوش همراه با خونش درست کردم،بعدشم دستور داد که تو وبلاگش حتما بذارمچشمکمنم از خدا خواستهنیشخند

/ 0 نظر / 10 بازدید