بیماری مجدد ارمیا

من نمیدونم وقتی بارون میزنه خوشحال بشم یا ناراحت متفکر میگین چرا؟ سوال 

خوشحالی بخاطر اینکه بارون بهم آرامش میدهقلب و ناراحت بخاطر اینکه ارمیا مریض میشه آخه ارمیا به هوای بارونی آلرژی داره ناراحت

خلاصه از روزی که بارون زده یعنی از ۴شنبه تا الان ارمیا آلرژی گرفته و دائم در خال سرفه کردنه چه توی خواب چه توی بیدارینگرانالبته بیشتر توی خوابگریه بقدری که از خواب بیدار میشهگریه دکتر خودش نبود بخاطر همین بردمش جایی دیگه و یه سری دارو داد و بعداز دو روز  سرفه های شبانش کم شدن اما سرفه های روزانش بیشترگریهداروهاش رو قطع کردم تا دکتر خودش بیاد و فردا ببرمش ببینم اون چی میگهسوال

روز پنج شنبه رفتیم خونه آقاجون و شب هم همونجا موندیم (چون باباشهروز واسه دو روز رفته بود تهران) که خیلی خوش بحال ارمیا شد و کلی خوشحال شدقلب جمعه بعداز ظهر برگشتیم خونه چون باباشهروز شب میومد خونهقلب

سوغاتی های ارمیا هم عبارت بودن از : یه سوئی شرت، یه بلوز ، میز و صندلیقلب

ظهر روز شنبه وقتی از مهد اومد و میز و صندلی رو دید (آخه شب که باباشهروز اومد ارمیا خواب بود) آنچنان خوشحال و ذوق زده شد که من و باباشهروز هم باهاش ذوق کردیمقهقهه

خلاصه از همون روز تا حالا هر کاری بخواد انجام بده همش روی همون میز و صندلی انجام میده نیشخنداز غذا خوردن گرفته تا نقاشی کردن، حتی تلویزیون نگاه کردنابله

اینم نقاشیهای هفته گذشته که مربیش و همینطور مربی نقاشیشون خیلی خیلی ازش راضی هستنبغلقلب

کوچ پرندگانقلب

 اینجا آکواریوم کشیدهماچ (روزی که این نقاشی رو کشید اومد خونه بهم گفت:مامانی من امروز یه آکواریوم کشیدم که یه کوسه داشت یه کوسه بززززززززرررررررررگگگگ !!!مژه)

اینجا اتاقش رو کشیده،بهش میگم: مامانی پس کمدت ،ماشینت و بقیه وسیله هات رو چرا نکشیدی؟سوال

جواب داد: مامانی همین کنارا هستن، پیدا نیستن تو نقاشیمنیشخند

الهی مامان فدات شه با این نقاشیهای خوشگلتماچ

/ 0 نظر / 13 بازدید