موبایل دار شدن گل پسر

سلام به همه دوستان گل من و ارمیا

 

ممنون از لطف و محبت همه که جویای حال گل پسر ما بودن و همینطور از تبریکهای محبت آمیزتون هم کمال تشکر رو دارمخیلی دوستتون دارم  مرسی از همتون

از احوالات قندعسلمون بگم که هنوز خوب نشده و دوباره امروز قراره ببرمش دکتر

الان روز چهارمه که داره داروهاش رو مصرف میکنه و هنوز گهگاهی تب میکنه و سرفه هاش هم هنوز قطع نشدناین هفته هم نفرستادمش مهد

تورو خدا براش دعا کنید که زودتر خوب شه و این مریضی لعنتی دست از سرش برداره

هرچند دیروز اولش با تب و بیحالی گل پسر شروع شده بود اما آخرش خیلی خوب تموم شد و یه شب خاطره انگیز دیگه برامون رقم خورد

همسر مهربون و عزیزتر از جونم به مناسبت تولدم دعوتمون کرد رستوران امپراطور با اینکه این چندمین دفعه است که میریم اونجا ولی بازم خیلی خوش گذشت و کلی خندیدیم

کادوی تولدم هم یه گوشی موبایل خیلی خوشگل بود دستت درد نکنه عزیزم

کادو رو باباشهروز داد به ارمیا تا بده به من وقتی کادو رو باز کردم  من مشغول ذوق در وکردن شدم که ارمیا بلافاصله گفت: بازی هم داره؟

من: نمیدونم مامانی

ارمیا بعد از کمی فکر کردن گفت: خب مامان شکوه! اون گوشی قبلی رو میدی من؟

من هنوز جواب نداده بودم که دیدم بعداز چند ثانیه گوشی قدیمی رو گرفته تو دستشو ایستاده جلومون، درست با همین قیافه

من و باباشهروز پکیده بودیم از خنده به این حالتش که نذاشته بود هنوز دو دقیقه بگذره

چند لحظه ای گذشت دیدم یه دفعه اومدو گفت: مامانی ببین گوشیت... نه گوشی مممممنننننن چرا اینجور شده؟

بعععععععله...آقازاده زود صاحب گوشی قدیمی من شد بازم خوبه  که جدیده رو نخواست

وقتی میخواستیم از رستوران بیایم بیرون هر چه بهش میگفتم که دستت رو بده به من نمیداد که نمیداد با یه ژست خاصی گوشی موبایل رو گرفته بود تو دستش  و راه میرفت که دلم میخواست درسته قورتش بدم

این هواپیما رو باباشهروز چند روز پیش واسش خرید

 میخواستم از همینجا یه تشکر مخصوص از همسر عزیزم بکنم و بهش بگم:

بخاطر آفریدن یه شب خاص و زیبای دیگه توی زندگیمون ازت ممنونم مهربونم

/ 0 نظر / 9 بازدید