کوچ + سیزده بدر 90

سلام ما رو از پرشین بلاگ پذیرا باشید چشمک

بخاطر قاطی کردن بیش از حد ب ل ا گ ف ا کوچ کردیم اینور از خود راضی اونجا هم هنوز مینویسم ولی خونه اصلیمون دیگه اینجا میشه عینک

خب دیگه بریم واسه نوشتن خاطراتمون لبخند

و اما سیزده بدر :

شب قبل از خوابیدنمون با دایی شهاب و خاله شهره که صحبت کردیم به توافق رسیدیم که بریم سمت شوشتر، اما خاله فرخنده اینا ،خاله شیدا  و خاله پروین گفتن که راه دور نمیتونیم بیایم ناراحت بخاطر همین رفتن به اونجا کنسل شد ناراحت

صبح ساعت ٨ من بیدار شدم و شروع به جمع و جور کردن وسیله ها کردم واز ساعت ٩ونیم شروع کردم به بیدار کردن باباشهروز و آقاارمیا کلافهکه حدودای ١٠و ربع بود که باباشهروز بیدارشد ولی آقازاده یه ربع به١١ اونم به زور تعجب

خلاصه ١١ حرکت کردیم به سمت یه پارک نزدیک خونه هامون، پارک شهروند لبخند جایی که هرسال سیزده مون رو اونجا بدر میکنیم زبانامسال میخواستیم طلسم رو بشکنیم ولی نشد نیشخند

ولی خداییش هرسال خیلی خوش میگذشت امسال هم همینطور قلب

توی سیزده بدر امسالمون خاله پروین و خاله شیدا نبودنناراحت خاله پروین بخاطراینکه فرداش میخواست بره سرکار گفت که نمیتونه بیاد، و خاله شیدا هم بخاطر اینکه رومیسا کمی تب داشت نتونست بیاد ناراحت

خلاصه بقیه مون یعنی آقاجون اینا، دایی شهاب اینا، خاله فرخنده اینا وخاله زهرا وهمسرش همونجا به همدیگه ملحق شدیم و سیزده مون رو باهمدیگه بدر کردیم مژه

 واسه ناهارمون هر کدوم مرغ آورده بودیم که آقایون البته با کمک خانومهااز خود راضی کبابشون کردنقلب

خوردن ناهار که تموم شد بعد از خوردن چای، بازی های مختلف و البته غیر م ج ا ز چشمک شروع شد که خیلی خیلی خوب بود و کلی خندیدیم مژه

بعدشم کلی عکس گرفتیم که ارمیا خیلی بدجنس شده بود و اجازه نمیداد ازش عکس بگیریم عصبانیو همه با هزار و یک ترفند چندتایی عکس موفق شدن ازش بگیرن ابله

تا بعد از ظهر حدودای ساعت ۶ اونجا بودیم که برگشتیم خونه و بعد از دوش گرفتن و کمی خواب، همگی خونه آقاجون جمع شدیم قلب 

من و ارمیا دوباره شب همونجا موندیمقلب

اینم از سیزده بدرمونلبخند

واما عید دیدنی های ما هنوز ادامه داره و روز یکشنبه واسه شام همگی خونه خاله پروین دعوت بودیم قلب خاله پروین هم واسه بچه ها چندتایی کتاب عیدی گرفته بود که هرکدوم از وروجکها به مال یکی دیگه زیر چشمی نگاه میکردن و ضرب المثل مرغ همسایه غازه درمورد اونا واقعا صدق میکرد قهقهه

دوشنبه شب هم عموشهریار و زن عمو و پانی خانوم اومدن خونمون قلب ارمیا که حسابی با پانی بازی کردقلب 

موقع رفتن باباشهروز عیدی پانی رو بهش داد که ارمیا گفت: چرا اونا به من عیدی نمیدن؟ نیشخند

نمیدونستم از پررویی و حرفش بخندمخنده یا خجالت بکشم خجالت

واسش توضیح دادم که به مهمانها عیدی میدن و ... یول 

روز پنج شنبه هم ما خودمون مهمونی داریم که خونواده من همشون واسه شام میان اینجا ، که از الان من و ارمیا وباباشهروز واسه اون روز لحظه شماری میکنیمقلب

پ.ن ١: نمیدونم چرا امروز همه چی قاطی پاطی شده... سایتی که ازش عکس آپلود میکنیم هم دچار مشکل شده سبز

پ.ن ٢: از دست بعضی ها ناراحتم... نمیدونم چجوری حالیشون کنم که آقا،خانوم!!تظاهر به مهربونی نکنید... نمیدونم چرا از خنده ها و مهربونیهای ما سوء استفاده میکنن و ... واقعا ازشون متنفرمعصبانیزبان

/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماما پاني

سلام خونه جديد مبارك[قلب]اميدوارم همه روزتون شاد و بهاري باشه[ماچ]هنوز منتظرم بگي ها [چشمک]

سپیده عمه آریانا

سلام شکوه جون خونه جدید مبارک . خوشحالم که ایام نوروز بکامتون بوده . انشااله که همیشه شاد و خوش و خرم بشاید. ارمیای عزیزم رو ببوسید[ماچ][بغل][قلب][گل]

متین وروجک

عجب با نمکه ای کوچولوی دوست داشتنی خدا حفظش کنه الهی خب راست میگه دیگه به بچه باید عیدی داد حالا می خواد مهمان باشه یا میزبان

مامان محمد پرهام

سلام شکوه جون [گل] . . .. . . . . .*** . . * . . ***** . . . . . . . . . . .** . . **. . . . .* . . . . . . . . . . ***.*. . *. . . . .* . . . . . . . . . .****. . . .** . . . ****** . . . . . . . . . ***** . . . . . .**.*. . . . . ** . . . . . . . . .*****. . . . . **. . . . . . *.** . . . . . . . .*****. . . . . .*. . . . . . * . . . . . . . .******. . . . .*. . . . . * . . . . . . . .******* . . .*. . . . .* . . . . . . . . .*********. . . . . * . . . . . . . . . .******* . *** *******. . . . . . . . .** .*******. . . . . . . . * . ******. . . . . . . . * * . .***. . *. . . . . . .** . . . . . . .*. . . . . * . . . . .****.*. . . .* . . . *******. .*. .* . . .*******. . . *. . . .*****. . . . * . . .**. . . . . .* . . .*. . . . . . **.* . . . . . . . . . ** . . . . . . . . .* . . . . . . . . .* . . . . . . . . .* . . . . . . . . * سال نو مبارک، ارمیا جون رو ببوس [ماچ] در ضمن منزل نو هم مبارک [گل] منم حالا که برگشتم دیدم وبم بهم ریخته [گریه]

زهرا مامان پارمین

همیشه به گردش و شادی خانومی..عکسهای پست قبل خیلی قشنگ بودن.[بغل][ماچ][قلب].رمزو خصوصی میزارم برات..لینکتون عوض کنم؟؟

پرنسس ملودی

سلام دوست عزیزم سال نو مبارک امیدوارم سالی که پیش رو دارید سالی باشه سرشار از سلامتی و موفقیت برای شما و همه عزیزانتون. ارمیای خوشگل هم ببوس با اون موهای قشنگش

عمه ی امیرحسین

سلام . خوشبحالتون که از بلاگفا جابه جا شدید. این جابجایی رو تبریک میگم . فکر کنم ما هم کمکم باید جابه جا بشیم [قهقهه] هزار ماشاالله آرمیا هر روز بامزه تر و ناز تر میشه . اسپند دود کنید واسه گل پسره خوشگل و ماه

حلما

سلام خدارو شکر که به شما و خانواده خوش گذشته امیدورام زودتر مشکل سایت آپلود عکستون رفع بشه تا ما از دیدن عکسهای زیبای ارمیا لذت ببریم باز هم بیاید منزل ما خوشحال میشیم